انجمن های شهید آوینی

به انجمن های شهید آوینی خوش آمدید. ورود | ثبت نام | راهنما
در جستجو

پيرامون تاهل

شروع كننده موضوع: golman_18   شروع شده از: 13/3/1387, 9:51 AM   پاسخ ها: 186
صفحه 2 از 13 (187 مورد)   « 1 2 3 4 5 » ... آخرین »
Sort Posts: قبلی بعدی
  •  29/9/1383, 2:54 PM 216 در پاسخ به 25

    پاسخ به: پيرامون تاهل

    دستتان درد نكنه. موضوعات جالبي را مطرح كرديد. يادم باشد آيتم به آيتم انجام دهم. خيلي ممنونSmile
    آسوده باش نازنين ،از كنارت آرام مي گذرم...
    مبادا كه ترك بردارد ،چينی نازك تنهايی تو.
  •  29/9/1383, 3:19 PM 220 در پاسخ به 25

    پاسخ به: پيرامون تاهل

    اختيار دارين.
    روزي خودتون بود. گواراتان باد.

    ياد يه حديث نوراني فكر مي كنم از امام حسن مجتبي عليه السلام است افتادم:
    در پاسخ به فردي كه براي دخترش خواستگاري آمده بود و از آقا نظر پرسيده بود
    فرمودند:

    « دخترت را به يك آدم ديندار و خداترس بده.
    چون اگر دخترت خوب باشد او قدرش را خواهد دانست
     و اگر بد هم باشد به او ظلم نخواهد كرد.
    »


    اللهم النصر الاسلام و اهله و اخذل الكفر و اهله
  •  30/9/1383, 11:30 AM 223 در پاسخ به 25

    پاسخ به: پيرامون تاهل

    با سلام!
    Smileيك نكته خيلي مهم داشتن صداقت چه در ابتداي شروع زندگي مشترك و چه در ادامه راه است. صادق بودن با همديگر خيلي از مشكلات را خود به خود رفع مي كند و در واقع صورت خيلي از مسائل را پاك ميكند.
    آدم با هر كي كمي خودشو جمع و جور كنه[:^)] با همسرش بايد صاف صاف باشه به طوريكه اين جز وجودش بشه و بشه روش قسم خورد.
    البته بايد خودمون اينقدر بزرگوار و خوب باشيم كه همسرمون بتواند به ما اعتماد كند و با صداقت برخورد كند و درواقع بايد قابل اين همه اعتماد باشيم. بايد اينقدر خودمونو قوي كنيم كه بتوانيم تكيه گاه محكم و استواري باشيم و بعد از همسرمون توقع اينهمه صداقت رو داشته باشيم. البته لازم و ضروري است در همان اولين جلسه آشنايي بحث صادق بودن با همديگر به خوبي روشن شود تا طرفين آرامش لازم را بيابند.
    و بعد از آن احترام به بزرگترها يك اصل اجتناب ناپذير است و مخصوصاً اوايل ازدواج بعضي بزرگترا روي رفتار زوجين حساس مي شن خوبه كه هواي دل بزرگترا رو هم داشته باشيم و حتماً مواظب باشيم موجبات رنجش خاطر آنها را فراهم ننماييم.Wilted FlowerGift

    اللهم النصر الاسلام و اهله و اخذل الكفر و اهله
  •  5/10/1383, 11:59 AM 255 در پاسخ به 25

    پاسخ به: پيرامون تاهل

    خيلي موضوع جالبي را مطرح كرديد ولي بايد به اين نكته هم توجه داشت كه نمي شود از همان اول بسم الله همه چيز را روي داريه ريخت. اگر اينطور باشد احساس مي كنم كمي قبح ها هم ممكن است فرو بريزد، ولي در كل درست است چون از وقتي كه زندگي مشترك آغاز شد ديگر انيس و مونس مرد زن است و بلعكس. و خلاصه ديگر حريم محرمانه بين زن و مرد تقسيم مي شود.
    احترام به بزرگتر ها هم كه جاي خود را دارد، و در همه ي مراحل زندگي و شئون خانوادگي بايد رعايت شود و بالاخص در زندگي مشترك.
    ادمين
  •  5/10/1383, 4:20 PM 261 در پاسخ به 25

    پاسخ به: پيرامون تاهل

    با سلام!
    دو سه سال اول زندگي فرصتي است تا زوجين كاملاً با هم آشنا بشن و حسابي توي زواياي وجودي همديگه سير كنن و خودشونو با همديگه تطبيق بدن و خلاصه با هم جور بشن. توي اين مدت كه خيلي دوران خوب و سازنده اي است و بايد حسابي از آن استفاده نمود چون محبت و علاقه خاصي حكمفرماست و اگه اين دوران به خوبي و درست طي بشه اين محبت ريشه دار شده و عميقتر مي گردد و اطمينانها دوطرفه و عميق مي شود و پايه ها حسابي مستحكم ميگردد. توي اين مدت ممكنه براي طرفين سوالات زيادي پيش بياد كه لازمه يه نفر باشه راهنماييشون كنه. به نظرم بهترين راهنما اول خود طرفين هستن و بعد اگه به نتيجه نرسيدن يه آدم مطمئن و دلسوز و آگاه.
    به خاطر همين بهتره از اول با هم صادق باشن تا بتونن به هم خوب اعتماد كنن. البته منظورم اين نيست كه اشتباهات گذشته را كه قضيه اش تمام شده را رو كنند و يا ...
    بله بايد حريمها حفظ شود.  شايد لازم باشد كه هر دو طرف شرايط و خصوصيات اخلاقي خانواده خود را به طور اجمالي به طرفين بگويند تا با خلقيات و ويژگي افراد خانواده آشنا شوند.
    ممنون از عنايتتون.
    اللهم النصر الاسلام و اهله و اخذل الكفر و اهله
  •  6/10/1383, 12:26 PM 273 در پاسخ به 25

    پاسخ به: پيرامون تاهل

    خب پس با اين حساب اگر زندگي خيلي خوب پايه ريزي شود ديگر نبايد با هر تلنگري بلغزد.[:^)]
    پس چرا خيلي زندگي ها كه با اين اساس پايه ريزي شده اند بعد از 10 يا 20 سال تازه به مشكل مي خورند؟ البته ممكن است كه بعضي ها بخاطر نداشتند صداقت به چنين مشكلي بر بخورند ولي من كساني را مي شناسم كه معتقدند كه اگر واقعيت را نمي گفتند تا حالا به راحتي زندگي مي كردند.
    من فكر مي كنم كه نبايد دروغ گفت ولي لزوماً هم نبايد راست گفت. مي توان از طرح كردن برخي مسائل تفره رفت.
    آسوده باش نازنين ،از كنارت آرام مي گذرم...
    مبادا كه ترك بردارد ،چينی نازك تنهايی تو.
  •  6/10/1383, 12:54 PM 274 در پاسخ به 25

    پاسخ به: پيرامون تاهل

    ليبراجان اولندش سلام. تا حالا كجا بودين شوما؟
    بله عزيز درسته درسته. بايد يه مرزي قائل شد.
    همه چيز كه لزومي نداره گفته بشه. هر چيزي كه به شناخت طرفين براي برنامه ريزي بهتر در آينده كمك مي كنه بايد گفته بشه نه اينكه قضيه اي فيصله پيدا كرده و رفته پي كارش و دونستن و ندونستنش هيچ نفعي نداره البته ندونستنش شايد فايده هم داشته باشه. مسلمه كه منظور از صداقت اين چيزا نيست.
    من يه مثال مي زنم: مثلاً علايق طرفين. بد نيست اولش طرح بشه كه من روند زندگيم اينطوريه و به اين چيزا علاقمندم و از اين چيزا خوشم نمي ياد و ... و از طرفي هم بايد انسان از چيزاي كم اهميت چشم بپوشه و تا جايي كه امكان داره انعطاف پذير باشهStick out tongue
    ببينين قراره دو نفر ساليان سال با هم زندگي كنن اونهم در كنار هم. بنابراين بايد حسابي امين هم باشن و بيش از ديگران به قلبهاي همديگه اعتماد داشته باشن و به آن تكيه كنن.
    ميدونين بيشتر منظورم از صداقت روراست بودن و آب زيركاه نبودنه. چون اون اوايل ممكنه آدم از برخوردهاي طرف توجيه نشه يعني رفتارش براش يه معني ديگه داشته باشه و چون هنوز با همديگه چندان آشنا نيستن ممكنه از دست هم ناراحت بشن روراست بودن اينجاها شاه‌كليده. هر چيز مبهمي بايد با صميميت خاص خودش بين زوجين در موقعيت مناسبت با صفاي خاص خودش مطرح بشه و در موردش صحبت كنن با هم. اين مسئله دو تا حسن داره. يكي اينكه شبهاتي كه به وجود آمده برطرف مي شه اونهم با بهترين نحو و شيوه و ديگر اينكه خيلي موقع ها آدم به اشتباه خودش پي ميبره كه برداشت صحيحي نداشته از رفتار طرف. بنابراين اين يك نوع اعتلاي روحي به فرد ميده چون خودشو سرزنش مي كنه به نوعي و مقيد مي شه از قضاوت زودهنگام در مورد ديگران پرهيز كنه. و از طرفي اين ناراحتي از طرفين روي دل آنها سنگيني نمي كنه تا جمع بشه رو هم و يهو سر باز كنهAngry ( واااي )
    من خيلي از سن بالاها رو ديدم كه حتي بچه شون مي خواست بره دانشگاه ولي هنوز اين ارتباط صميمانه را به خاطر خجالت و كم رويي و يا هر چيز ديگه نداشتند و باور بفرمايين امتحان كردند با اينكه بعد از اينهمه سال خيلي براشون سخت بود ولي خيلي خيلي راحت شدند. اين ميون آدم حس مي كنه كه چطور دو نفر تا جايي از نظر روحي به هم نزديك مي شن كه تا فكري به ذهن طرف مي ياد طرف مقابلش اونو بر بون مي ياره.
    راستي ليبراجان! اين فرمودين 10 يا 20 سال بعد تازه مشكل پيدا كردن قضيه چيه؟ من خيلي بعيد ميدانم مشكل مال الان باشه. شايد از همون اول مشكل داشتند ولي بروز نمي دادند و حالا ديگه كاسه صبرشان به سر آمده و ظهور پيدا كرده و ديگران متوجه شدند و انگار كه بعد از اينهمه وقت تازه مشكل پيدا كردن. به نظر من آدم اگه همون اول كاري واقعاً ديد اشتباه شده و وصله تن هم نيستند بهش واجبه جدا بشه چرا كه هنوز مسئول زندگي خودش و همسرش است فقط. ولي بعدها ممكنه يه بچه بيچاره را هم دچار مشكلات بسياري كنه. بنابراين توي اين قضيه هم مرغ يه پا داره معنايي نداره.
    زندگي كه به خاطر مصلحت ديگران ادامه پيدا كنه آخر و عاقبت خوشي نخواهد داشت. خدايا به اميد تو.
    وااااااااي! مثل كه حس به من دست داد. خيلي خيلي حرف زدم. ببخشيد دوستان گلم. آقا اگه مخالفين غلط گفتم يا علي بفرمايين. منتظرم. اينها هم جزو تجربيات دم دستي و موفق من و دوستان در زندگي بود. كوچك شما
    اللهم النصر الاسلام و اهله و اخذل الكفر و اهله
  •  10/10/1383, 4:40 AM 296 در پاسخ به 25

    پاسخ به: پيرامون تاهل

    بسم الله الرحمن الرحیم                                     

    سلام علیکم

    از ابتدای دوره بلوغ در هر شخصی حسی به عنوان گرایش به جنس مخالف پدیدار میشود که به این مطلب و وجهی از آن خواهیم پرداخت

    گاهی اوقات برای حس کردن یک موضوع نیاز به مفهوم مخالف آن داریم تا درک کامل تری را به دست آوریم بطور مثال اگر شخصی جز طعم شیرین طعم دیگری را نچشیده باشد تا نمک و شوری را تجربه نکند شیرینی نیز برایش مفهومی ندارد و از طریق شوری ضمن رسیدن به یک حقیقت جدید درک تازه ای نسبت به شیرینی پیدا میکند

    هر شخصی در ابتدای دوره بلوغ دانسته یا ندانسته به حقیقت درونی خود توجه میکند که برای اکثر افراد سوالاتی نظیر من کی هستم و چرا هستم یا چرا آمده ام در این دوره مطرح میگردد از جمله عواملی که باعث تشدید این حالت میگردد توجه به جنس مخالف میباشد که در این حال نه تنها سیر طبیعی به کمال بر اساس مطالب ذکر شده از کتاب شریف تفسیر المیزان شروع میگردد بلکه توجهی به خود درونی شخص نیز صورت میگیرد و شخص شیفته خود نیز میگردد اما هنوز در ابتدای راه است و از درک خود لذت نبرده است به عبارت صحیح مرد به دنبال درک مردانگی و زن نیز به دنبال درک زن بودن است

    ازدواج یکی از عوامل مهم در راه رسیدن به این معنا میباشد به طور معمول زن زود تر از مرد به درک این مهم خواهد رسید و کاملترین حالت آن وقتی آست که زنی ازدواجی سالم و از روی علاقه و اختیار داشته باشد به علت آنچه که قبلآ تحت عنوان قابلیت ذکر شد بعد از بار داری و گذراندن دوره حمل همچنین دوره شیر دهی به کودک و سعی در تربیت کودک خصوصآ اگر بیش از یک فرزند داشته باشد بطور ناخود آگاه به زن بودن خود میرسد و اگر به این مطلب توجه داشته باشد و مثلآ اهل شعر و شاعری باشد شعر او رنگ و بوی زنانه به خود میگیرد و این شخص به نوعی از آرامش در زندگی خواهد رسید

    اما در مردان اینگونه نیست و دشواری راه پرده دیگری برای او به نمایش خواهد گذاشت همان طور که ذکر شد تقابل با زن برای یک مرد حس مردانگی را به همراه دارد اما  فعل زناشویی  که اوج این حالت میباشد تنها چند دقیقه برای مرد طول میکشد بر خلاف زن که چند سال ثمره این عمل را خواهد چشید از جمله عواملی که میتواند مرد را دچار زن بارگی کند همین است که وی تنها در عمل زناشویی به این حس میرسد و به سایر وجوه زندگی توجه ننموده است عامل مهم در رسیدن مرد به حس مردانگی قبول مسئولیت میباشد که هر چه این مسئولیت بزرگتر باشد بهره آن نیز بیشتر خواهد بود سرپرستی خانواده به عنوان یکی از مهمترین مسئولیت های مرد در زندگی میباشد اما همه چیز نیست گاهی لازم است بار سایرین نظیر پدر و مادر و دوستان و آشنایان و گاهی کل جامه را به دوش بکشد که قله رفیع این امر شهدا میباشند که حق مطلب را به جای آورده اند و سنگین ترین نوع مسئولیت را به انجام رسانده اند حال چه مجرد بوده اند و چه متاهل

    البته این به همین سادگی هم نیست و آفات و مشکلات بسیاری میتواند باعث ایجاد تنش در زندگی ورسیدن به مطلب ذکر شده باشد اما دوستان عزیز بدانند خیلی از اختلافاتی تحت عنوان عدم تفاهم یا عدم شناخت از یکدیگر بین زن و شوهرش روی میدهد در حقیقت ناشی از عدم شناخت خود میباشد زیرا هر چقدر خود شناسی بالا باشد وظیفه شناسی نیز بالا میرود و زمینه های اختلاف که اکثرآ زاییده جهل میباشند کم میشود

    لازم است اشاره گردد همانطور که سایر دوستان نیز اشاره داشته اند صفحه شطرنج هر زندگی با دیگری متفاوت بوده و یک تجربه شاید در زندگی دیگر جواب عکس بدهد لذا در این مطلب از ارئه مثال پرهیز شده و بسط آن به ذهن های پویا واگذار میگردد

  •  19/10/1383, 5:34 PM 368 در پاسخ به 25

    پاسخ به: پيرامون تاهل

    خوب! الحمدالله مثل اينكه سوالات دوستان ته كشيد.
    خدا رو شكر. حتماً همه موانع رفع گرديده كه ديگه كسي در مورد ازدواج و از اين حرفا چيزي نمي گه.
    ولي ما هستيما. همچنان.

    راستي دوستان! گاهي اوقات كه حرفي از آشنايي قبل از ازدواج پيش مياد من در مورد زندگي خودمون و بعضي دوستان فكر ميكنم خيلي برام جالبه به خصوص زندگي خودمون. به گواهي اگثر دوستان و البته خودمون، ما خيلي خيلي جوريم به هم و باور بفرمايين اختلاف خاصي وجود نداره با اينكه تا قبل از شب خواستگاري اصلاً به خاطر قضيه ازدواج به هيچ عنوان همديگر رو نديده بوديم. نمي گم نديده بوديم ديده بوديم ولي هنوز هيچ قضيه اي نبود و من بعد از اينكه عكسشونو ديدم فهميدم كه قبلاً ديده بودم شون.
    خلاصه اينجوري. و تعجب ميكنم از بعضي دوستان كه به شدت موافق آشنايي قبل از ازدواج هستند.
    آخه مي دونين چيه: نتيجه اي كه خودم گرفتم اينه كه اگه آدم با هم برخورد نداشته باشه علاقه خاصي هم به وجود نمي آيد و انگيزه اصلي براي ازدواج ويژگيهاي طرفه كه قبولشون كردي اون ويژگيها رو نه علاقه عاشقي و اين حرفها. به خاطر اينه كه وقتي صيغه عقد جاري شد سيلي از عشق و محبت به قلبها جاري ميشه و اونوقت دو نفر همديگر رو آشناي ديرين مي يابند و احساس محبتي نسبت به هم مي كنن كه نگو و نپرس.
    ولي اگه قبل از ازدواج برخوردي باشه به نظرم علاقه خواهي نخواهي پيش مياد چون اسم شون روي همديگه افتاده و تصميم گيري يك كمي با خطا روبرو مي شه. چون عقل مي گه نكن ولي دل مي گه بهتر از اين وجود نداره و بعدها مي بيني كه عقلت راست مي گفت ولي نتونستي جواب دلتو بدي.
    هر كي نظري داره. يا علي.
    اللهم النصر الاسلام و اهله و اخذل الكفر و اهله
  •  20/10/1383, 2:26 PM 376 در پاسخ به 25

    پاسخ به: پيرامون تاهل

    ما هنوزم پايه ايم گلمان جان ولي خداييش و بي پرده مي گم من كه خودم منصرف شدم. چرا؟
    خب بديهيه ديگه چون هرچي بيشتر جلو ميرم مي بينم كه نمي تونم ازدواج كنم. نه شغلي نه كاري نه پولي نه سن بالا، نه رضايت خانواده و نه دختري مناسب. ديگه مي تونم برم بميرم[:#]  خلاصش فعلاً كه حالم بدجوري تو قوطيه
    آسوده باش نازنين ،از كنارت آرام مي گذرم...
    مبادا كه ترك بردارد ،چينی نازك تنهايی تو.
  •  20/10/1383, 4:43 PM 381 در پاسخ به 25

    پاسخ به: پيرامون تاهل

    ليبراجان نداشتيما. بابا دستت درد نكنه ديگه. اين بود اثرات تبليغات ما؟ خوبه ديگه بعد از اينهمه چك و چونه تازه به اين نتيجه رسيدين كه بايد قيدشو بزنين؟ نه خير. من كه اجزاه نمي دم. مگه الكيه؟
    تازه عزيز! اگه قرار بود همه مشكلاتو حل كنيو بعدش بري سراغ زندگي كه نمي شه بابا! بعدشهم مگه ما صاحاب نداريم كه تنهايي مي شيني غصه مي خوري كه اينهمه غول جلومه من چكار كنم حالا؟
    جون من! چند دفعه راستي راستي خواستي و نشد؟ نه! جون من ديگه! ببينم مگه اين خونواده ها كه دختر خوب دارن و دنبال يه داماد با ايمان مي گردن كم پيدا مي شن؟ باور كن اگه خدا بخوادا يكي از اون توپاش پيدا مي شه با كلي گل و سنبل و عطر و ياس. به جان خودم راست مي گم. يعني اينو به عينه ديدم كه از جايي كه اصلاً فكرشو نمي كني خدا مي رسونه. پس معني اين آيه قرآن رو كجاي زندگيمون بايد لمسش كنيم و باورش كنيم عزيز؟
    « و من يتق الله يجعل له مخرجا و يرزقه من حيث لا يحتسب و من يتوكل علي الله فهو حسبه ان الله بالغ امره و قد جعل الله لكل شي قدرا »
    « هر كس تقوي خدا پيشه كنه خدا راه خروجي براش فراهم مي كنه و از جايي او را ارتزاق مي كنه كه هيچ وقت فكرش رو نمي كرد و هر كي به خدا توكل كنه خدا براش بسه. خداست كه به كاراش رسيدگي ميكنه و خداست كه براي هر چيزي اندازه اي قرار داده. »
    تازه يه چيز ديگه هم هست. بزرگان مي فرمايند به بعضي آدما خدا دوست داره با خواهش و التماس بيشتري چيزي رو بده تا لذت بيشتري از مأنست و مجالست با خدا ببرند و اگه همين جوري همه چي رو دو دستي بدون درخواست و التماس بدن كه كيفي نداره. مگه نه؟ مثلاً يه همسر خوب. يا يه فرزند سالم و صالح و يا يه سفر معنوي خوب و هر رزق و روزي ديگه‌اي رو.
    پس ديگه از اين حرفا نبينم بزنيدا. چون حسابي دلخور مي شم.
    همه قلبها دست خداست. اگر نازي كند در هم فرو ريزند قالبها.

    اللهم النصر الاسلام و اهله و اخذل الكفر و اهله
  •  20/10/1383, 5:36 PM 386 در پاسخ به 25

    پاسخ به: پيرامون تاهل

    ليبراجان! من قصد جسارت نداشتما عزيز!
    چون تقوي براي هر آدمي معناي خاصي داره چون درجات تقرب انسانها به خدا متفاوته.
    بنابراين : ان الحسنات سيئات المقربين منظورم اين بود. و همچنين موضع آخري كه در پيام قبلي گفتم.
    وگرنه من چيكاره بيدم.

    اللهم النصر الاسلام و اهله و اخذل الكفر و اهله
  •  20/10/1383, 6:35 PM 387 در پاسخ به 25

    پاسخ به: پيرامون تاهل

    Embarrassed  ممنونم گلمان جان، احساس يه برادر بزرگتر نسبت به شما پيدا كردم. آخه داداش من، من هم اين كارها را كردم از ته قلب خواستم و از مادرم خواستم كه برايم زن بگيرد. به خدا و امام رضا و حضرت معصومه هم توسل كردم، ولي آخرش مامانم گفت: منكه فعلاً شخص مناسبي نديده ام كه مناسب ازدواج باشد. اونوقت من هم شاكي شدم و گفتم اصلاً تا 25 سالگي ازدواج نمي كنم؛ البته بديهيه كه اين تصميم از روي عصبانيت بود ولي خب خداييش آدم مي بّرّه ديگه...نه؟؟؟؟
    خدا به همه ي ما صبر عنايت كند.Wink   چشم منم ديگه نا اميد نمي شم. سعي مي كنم بازم از خدا بخواهم تا اون شرظ تضرع و زاري به درگاه باريتعالي تحقق پيدا كند.

    آسوده باش نازنين ،از كنارت آرام مي گذرم...
    مبادا كه ترك بردارد ،چينی نازك تنهايی تو.
  •  27/10/1383, 3:32 PM 394 در پاسخ به 25

    پاسخ به: پيرامون تاهل

    ايشاءالله.
    هستيمو و ايشاءالله ميبينيم چه جوري دلا جفت و جور ميشه!
    حالا مي بيني! صبر كن فقط.
    البته الان سن ازدواج جوونا متاسفانه بالا رفته و 25 سالگي هم براي يه آقاي گلي مثل شما فكر نكنم خيلي زياد باشهStick out tongue
    خوبه آخرش يكي مناسب و به قول بچه ها كفو شما پيدا بشه. اين مهمه!
    Idea الهي آمين.


    اللهم النصر الاسلام و اهله و اخذل الكفر و اهله
  •  6/11/1383, 2:00 PM 443 در پاسخ به 25

    پيرامون تاهل

    با سلام!
    دوستان يه هديه از طرف آقاي دكتر كرمي:
    مهمترين چيز براي رسيدن به سعادت زوجين:

    « اخلاص، احترام، اعتماد »

    از برنامه « خانه مهر » فكر ميكنم هست اسمش راديو معارف روزهاي يكشنبه يا شنبه
     بعد از نماز مغرب تقريباً شروع مي شه.
    Broken HeartBroken HeartCakeWilted FlowerGiftSmileSmile


    اللهم النصر الاسلام و اهله و اخذل الكفر و اهله
صفحه 2 از 13 (187 مورد)   « 1 2 3 4 5 » ... آخرین »
View as RSS news feed in XML
تهیه شده توسط Community Server (Personal Edition)